برابری حقیقی

برابری حقیقی

اسلام مساوات و برابری را اساس گذاری نموده، همان¬گونه که تهداب آزادی و برادری را استوار کرده است

اسلام مساوات و برابری را اساس گذاری نموده، همان¬گونه که تهداب آزادی و برادری را استوار کرده است و درین عرصه از همه مدعیان مساوات، گوی سبقت را ربوده است.
این مساواتی که اسلام اساس گذاری کرده، تئوری نیست؛ مثلی که در بعضی کشورها و در سازمان ملل متحد اصولی درین زمینه وضع می گردد و ازین اصول آن¬های اجرا می گردند که ملت های قلدر و پیشرفته بخواهند.
اما اسلام اصول و اساسات انسانی را وضع نموده و پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصحاب گرامی شان آن ها را تطبیق کردند و این اصول در تمام جوامع اسلامی عمومیت یافت. در ذیل نمونه های عملی مساواتی را که در دولت های اسلامی تطبیق شده، بیان می کنیم
تکالیف شرعی از قبیل: نماز، روزه، زکات، حج و… از همه مسلمانان خواسته شده که عملی سازند.
نماز که رکن دوم از ارکان اسلام است در آن مساوات جلوه گر می باشد؛ چون همه مسلمانان، کوچک، بزرگ، غنی و فقیر، سیاه و سفید و… به یک امام اقتداء بسته و به خاطر رضای خداوند واحد نماز می خوانند.
مساوات در لباس های همرنگ حجاج و ادای مناسک حج تبلور یافته است.
حدود بر همه مسلمانانی که مستوجب حد شوند، بدون استثناء اجرا می گردد. بر خلاف ملت های امروزی که قوانین فقط بر مردم عامه اجرا می شود نه کار گزاران دولت و خویشاوندان شان. زنی از قبیله بنی مخزوم دزدی نمود و اقوام او اسامه بن زید را شفیع قرار دادند. وقتی اسامه نزد رسول خدا به شفاعت و میانجیگری رفت، رسول خدا خشمگین شد و گفت: آیا به خاطر حدود الهی به شفاعت آمده ای؟ سپس به مردم خطبه ایراد نمود و گفت: ای مردم! یکی از گمراهی های امت های گذشته این بود که اگر انسان صاحب مقامی دزدی می کرد، او را می بخشیدند و اگر انسان ضعیفی دزدی می نمود حد را بر او عملی می ساختند. به خدا قسم اگر فاطمه دختر محمد دزدی کند، محمد دست او را قطع می کند.
تنفیذ قصاص بین همه مردم رعایت می گردد، اگر چه درجات طرفین متفاوت باشد. روزی شخصی نزد حضرت عمر به شکایت آمد در حالی که حضرت عمر خیلی مشغول بود، به آن شخص گفت: چرا وقتی که خلیفه فارغ است نمی آیید؟ و همینکه مصروفیت ها زیاد شود خود را می رسانید؟ و او را به عصای خویش زد. آن مرد در حالت غمگینی بر گشت، حضرت عمر متوجه شد که به آن شخص ستم کرده است؛ لذا او را فرا خواند و عصا را به دستش داد وگفت: مرا بزن همان¬گونه که ترا زدم. آن مرد ابا ورزید و گفت: حقم را به خاطر خدا و تو بخشیدم. عمر گفت: یا به خاطر خدا حقت را ببخش یا حقت را بستان. او گفت: به خاطر خدا عفو نمودم. حضرت عمر به خانه برگشت و دو رکعت نماز خواند و خودش را مخاطب قرار داد و گفت: ای پسر خطاب! تو پست بودی خداوند ترا بلند کرد، گمراه بودی خداوند ترا هدایت کرد، ضعیف بودی و خداوند ترا عزت داد و ترا خلیفه مسلمین قرار داد؛ و حال کسی می آید تا از تو در دفع ظلم کمک بخواهد و تو به او ظلم می کنی! فردا در پیشگاه پروردگارت چه جواب داری؟ همین¬طور خود را نکوهش می کرد تا مردم ترسیدند که خود را به هلاکت نیندازد.
حضرت ابوبکر صدیق در اولین خطبه خود بعد از تصدی خلافت می گوید: ای مردم! من بر شما فرمانروا تعیین شدم و از شما بهتر نیستم.
تحقیق مساوات بین مردم حین دادخواهی به حالتی است که بین بزرگ و کوچک و مسلمان و کافر فرقی وجود ندارد. درین زمینه دو مثال قابل ذکر است.
۱) کسی نزد حضرت عمررضی الله عنه آمد و از حضرت علی رضی الله عنه شکایت داشت: حضرت عمر به حضرت علی گفت:‌ ای ابوالحسن برخیز و همراه خصمت بنشین، حضرت علی اندکی ناراحت شد و نشست، طرفین صحبت کرده و حضرت عمر بین شان فیصله نمود و آن مرد بیرون شد. حضرت عمر به طرف حضرت علی نگاه کرده و گفت: ‌وقتی از تو خواستم که همراهی مدعی ات بنشین، چرا چهره ات تغییر کرد؟ آیا ناراحت شدی؟ حضرت علی گفت:‌ بلی چراکه تو مرا به کنیه ام صدا کردی و کنیه صدا کردن نوعی احترام است، باید می گفتی:‌ ای علی برخیز و همراه خصمت بنشین! حضرت عمر خوشحال شده و پیشانی او را بوسید.
۲) حضرت عمر رضی الله عنه فرزند عمرو بن عاص را قصاص کرد آنگاه که پدرش والی مصربود و ازین موقعیت پدرش سوء استفاده کرده و به یک مصر ستم روا داشته بود. و حضرت عمر سخن مشهورش را به عمروبن عاص نوشت که: « ای عمرو! از چه وقتی مردم را به برده گی گرفته اید در حالی که مادران شان آنان را آزاد به دنیا آورده اند». 
این اسلام است که به مساوات وعدالت در تعامل فرامی خواند و این مسلمانان هستند که این اصول انسانی را مخلصانه تطبیق می کنند.
منبع:‌ العربیه بین یدیک
ترجمه: عبدالخالق احسان
سایت نوار اسلام 
IslamTape.Com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *